سرویس: شهرستانکد خبر: 1749|18:26 - 1405/03/31
نسخه چاپی

یک سال دلتنگی؛ پدری که هنوز با فرزند شهیدش حرف می‌زند

یک سال دلتنگی؛ پدری که هنوز با فرزند شهیدش حرف می‌زند
یک سال از آن صبح گذشته است؛ صبحی که مجید گفت «دو ساعتی کار دارم» و رفت، اما دیگر برنگشت. حالا پدر مانده و یک سال دلتنگی؛ دلتنگی پدری که هنوز با مجید حرف می‌زند.

به گزارش تمدن کرمانشاه ،یک سال از آن روز تلخ می‌گذرد؛ روزی که حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، جوانی از دیار صحنه را از آغوش خانواده‌اش گرفت. سید مجید نجفی، حقوقدان جوان و بسیجی شهرستان صحنه، ۲۹ خردادماه ۱۴۰۴ به شهادت رسید؛ جوانی ۲۶ ساله‌ای که زندگی ساده و مردمی‌اش هنوز در روایت‌های پدر زنده است.

پدر شهید، هنوز صبح آخر را به وضوح به یاد دارد. می‌گوید: «آخرین صبحانه را با هم خوردیم. مجید گفت دو ساعت کاری دارد و باید برود. نمی‌دانم چرا، اما همان لحظه چیزی در دلم گفت دیگر برنمی‌گردد.»

ساعت‌ها بعد همان حس به واقعیت تبدیل شد. پدر ادامه می‌دهد: «ساعت ۱۰ و نیم با او تماس گرفتم، جواب نداد. بعد یکی از همکارانش تماس گرفت و گفت سید مجید زخمی شده و در بیمارستان است. خودم را سریع رساندم، اما وقتی فهمیدم شهید شده، دیگر طاقت نیاوردم و حالم بد شد و بستری شدم.»

پدر با بغض از لحظه‌ای می‌گوید که فهمید فرزندش به آرزویش رسیده است: «مجید از پهلوی راست مورد اصابت موشک قرار گرفت؛ درست مثل روایتی که از مظلومیت حضرت فاطمه (س) شنیده‌ایم. همان لحظه فهمیدم خدا او را برای خودش انتخاب کرده است.»

سید مجید نجفی ششم فروردین سال ۱۳۷۸ در چگینی لرستان به دنیا آمد، اما در سه سالگی همراه خانواده به دلیل شغل پدر به شهرستان صحنه مهاجرت کرد و تمام دوران تحصیل خود را در همین شهر گذراند. پدرش که پاکبان ساده و زحمتکش شهر است، با نان حلال ۲ فرزندش، سید وحید و سید مجید را بزرگ کرد.

پدر از اخلاق و رفتار فرزندش چنین روایت می‌کند: «هیچ وقت از مجید ناراحت نشدم و خاطره دلخوری از او ندارم. وقتی به عنوان نماینده حقوق سپاه صحنه مشغول خدمت شد، خیلی از کارهای حقوقی مردم و ایثارگران را رایگان انجام می‌داد.»

اما مجید بعد از پایان کار اداری هم همان جوان ساده و مردمی باقی می‌ماند. پدر می‌گوید: «کارش که تمام می‌شد می‌آمد پیش من و با هم جارو می‌زدیم. با لبخند می‌گفت بابا مگر کمک کردن به تو کسر شأن دارد؟ تازه دارم پارک شهر را هم برای همشهری‌هایم تمیز می‌کنم.»

در خانه‌شان هنوز نشانه‌هایی از حضور او باقی است. پدر می‌گوید: «بنر بازگشت مجید از کربلا هنوز روی دیوار بود که چند روز بعد جایش را به بنر شهادتش داد. آن موقع فقط گفتم خوش به حال مجید که امام حسین(ع) انتخابش کرد.»

اکنون یک سال از شهادت این جوان بسیجی گذشته، اما پدر می‌گوید داغ فرزند نه تنها کم نشده، بلکه حضورش را بیشتر احساس می‌کند: «هر چه زمان می‌گذرد مجید را بیشتر کنار خودم حس می‌کنم. انگار شهید نشده که از پیش ما برود. احساس می‌کنم بیشتر حواسش به ما هست.»

او ادامه می‌دهد: «آنقدر در طول روز با یادش زندگی می‌کنم که شب‌ها در خواب هم می‌بینمش. همیشه با همان کت و شلوار مرتب کنارم ایستاده است. مجید نرفته؛ هنوز کنار ماست.»

پدر شهید در پایان با تأکید بر خون‌های ریخته‌شده در جنگ‌های تحمیلی، می‌گوید: «به حق خون شهدا و امام شهید، رژیم صهیونیستی و آمریکا نابود خواهند شد.»

آخرین مطالب