سرویس: شهرستانکد خبر: 1833|14:39 - 1405/06/17
نسخه چاپی

«یعقوب محمدی‌فر»؛ معمارِ دانش باستان‌شناسی هگمتانه و خواننده نشانه‌های کهن

«یعقوب محمدی‌فر»؛ معمارِ دانش باستان‌شناسی هگمتانه و خواننده نشانه‌های کهن
در گفت‌وگو با استاد برجسته گروه باستان‌شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا مشخص شد که او یکی از معمارانِ دانش باستان‌شناسی همدان بوده که در بازخوانی تاریخ کهن پایتخت تاریخ و تمدن ایران‌زمین، نقش بسزایی داشته است.

به گزارش تمدن کرمانشاه ،


یعقوب محمدی‌فر، استاد برجسته گروه باستان‌شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا  ، به واکاوی سیر تحول علمی و تجربه‌های زیسته خود در دنیای باستان پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:


محمدی‌فر در ابتدای مصاحبه با اشاره به دوران تحصیل خود، اظهار کرد: در دوران دیپلم به حوزه‌های تاریخ علاقه داشتم؛ در آن زمان باستان‌شناسی رشته‌ای پُرطمطراقی بود که در کل ایران تنها در دانشگاه تهران تدریس می‌شد که من نیز براساس زیرگروه‌های موجود در آن زمان، رشته باستان‌شناسی را انتخاب کردم.


وی گفت: در شهر کنگاور بودم و با مشاهده کار باستان‌شناسان در بناهایی نظیر معبد آناهیتا، زمینه‌ای از این حوزه در ذهنم شکل گرفت؛ هرچند در آن زمان از مبانی دقیق آن آگاهی کامل نداشتم.
این استاد باستان‌شناس در ادامه با تبیین ماهیت رشته باستان‌شناسی، آن را حوزه‌ای گسترده دانست که تنها به بحث تاریخی مربوط نیست، بلکه با علوم میان‌رشته‌ای متعددی نظیر آب‌وهواشناسی باستانی، ژنتیک باستانی، اهلی‌سازی دام و گیاه و تعیین منشأ اشیای باستانی در ارتباط بوده؛ درواقع «جامعه‌شناسی زمان گذشته» است.


محمدی‌فر درباره مسیر شغلی خود ابراز کرد: دوره لیسانس را در تهران و فوق‌ لیسانس خود را در دانشگاه تربیت مدرس گذراندم؛ پس از دو سال فعالیت در سازمان میراث فرهنگی و ریاست جمهوری، تصمیم گرفتم برای کار در غرب کشور به همدان بیایم.


وی با اشاره به دوران حضور خود در دانشگاه بوعلی سینا، افزود: در سال 1378 استخدام دانشگاه بوعلی سینا همدان شدم و با حمایت دکتر منصور غلامی، رئیس وقت دانشگاه، تأسیس رشته باستان‌شناسی مقطع کاردانی را پیگیری کردم.


محمدی‌فر تصریح کرد: دو سال پس از آن، مأموریت تأسیس دانشکده هنر و معماری را برعهده گرفتم که در سال 1381 آغاز شد و اکنون این دانشکده جایگاه خوبی در غرب کشور دارد.


وی درخصوص تجربیات میدانی پیش از دانشگاه، به فعالیت در سایت‌هایی نظیر زاغه، کنگاور، کاخ بنگیان و کاخ‌های ساسانی اشاره کرد.


این استاد باستان‌شناس با اشاره به مشاهده یک خلأ بزرگ در زمینه ثبت آثار ملی در استان‌های غربی، گفت: در پی این مهم، بررسی‌های گسترده‌ای را در شهرستان‌های کنگاور، صحنه، پاوه، ثلاث‌باباجانی و جوانرود در استان کرمانشاه و همچنین نهاوند، اسدآباد و شهرستان همدان داشتم؛ این بررسی‌ها در استان‌های هم‌جوار مانند ایلام و حوزه کبیر نیز انجام شده است.


وی با تأکید بر تأثیر دانشگاه در افزایش شماره ثبت آثار در منطقه زاگرس، از همکاری همکاران در تهیه پرونده‌های متعدد یاد کرد و درخصوص کاوش‌های باستان‌شناسی ادامه داد: در شروع سایت دوره ماد حضور داشتم و همچنین در سایت‌هایی نظیر یلفان که امروزه جزء متون درسی دانشجویان به‌شمار می‌آید، فعالیت کرده‌ام.


وی همچنین به کار در سایت باباکمال در دوره ماد و فعالیت همکارانش مانند دکتر همتی در سایت حاجی‌خان (سایت مادیه) نیز اشاره کرد.


محمدی‌فر در ادامه به فعالیت‌های نجات‌بخشی اشاره کرد و گفت: در سطح دانشگاه بوعلی سینا با همکاری دکتر مترجم در سد تالوار، فعالیت داشته‌ام؛ همچنین پژوهش در حوزه سد دز و دیگر سدها همچون سیمره (پنج محوطه باستانی شامل سه محوطه دوره ساسانی) را نیز در کارنامه خود دارم.


وی همچنین عنوان کرد: انجام مطالعات در سایت‌هایی نظیر تپه گلفان و کاوش در سایت ماد (فصل‌های شانزدهم و بیست‌‌وپنجم) و همچنین کاوش در سایت پیسا (دو فصل) را نیز در کارنامه باستان‌شناسی خود دارم.


این استاد باستان‌شناس‌ در ادامه به یکی از مهم‌ترین کارهای خود اشاره کرد و گفت: مدیریت پروژه «زاگرس مرکزی» را با همکاری دانشگاه لندن و پژوهشگاه میراث فرهنگی، برعهده داشتم.


وی افزود: این پروژه با سرپرستی مشترک بنده و پروفسور متیوس، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های پژوهشی مربوط به دوران نوسنگی غرب ایران را آغاز کرد؛ هرچند به‌دلیل مسائل حاشیه‌ای و شرایط سیاسی، پس از یک فصل بررسی و دو ماه کاوش، فعالیت‌ها متوقف شد.


استاد تمام گروه باستان‌شناسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا تأکید کرد: این پروژه تأثیر زیادی در تداوم مطالعات نوسنگی و وضعیت آب‌وهوای آن دوران و روند اهلی‌سازی دام و گیاهان (از حدود 10 هزار و 800 سال پیش) داشته و نتایج آن در قالب مقالات علمی منتشر شده و داده‌های ارزشمندی برای پایان‌نامه‌های دانشجویی فراهم آورده است.


محمدی‌فر در ادامه به بررسی آثار پژوهشی و کتاب‌های خود پرداخت و گفت: علاوه‌بر ترجمه، کتاب‌هایی در حوزه مرجع داشته‌ام که ازجمله آن‌ها می‌توان به کتاب «باستان‌شناسی ساسانی» اشاره کرد؛ این کتاب‌ها معمولاً به عنوان منابع مرجع درسی دانشجویان مقاطع ارشد و دکتری مورد استفاده قرار می‌گیرند.


وی همچنین از انتشار گزارش کاوش‌های پروژه «زاگرس» در انتشارات دانشگاه آکسفورد پرداخت و تصریح کرد: این گزارش، نتیجه کار مشترک با گروه انگلیسی در سایت‌های «تپه شیخی‌آباد» و «تپه جانی» در شهرستان صحنه استان کرمانشاه بوده؛ در کنار این فعالیت‌ها، سمینارهای زیادی نیز برای معرفی و بررسی حوزه باستان‌شناسی همدان برگزار شده است.


این باستان‌شناس درخصوص وضعیت باستان‌شناسی منطقه گفت: طی فعالیت‌های دانشگاه، بخش عمده‌ای از نقاط همدان بررسی و موقعیت جغرافیایی آثار از طریق سیستم‌های مختصات (UTM) مشخص شده است.
وی با اشاره به موقعیت جغرافیایی همدان، افزود: این شهر بخش عمده‌ای از قلمرو «زاگرس مرکزی» را در بر می‌گیرد و قسمتی از آن نیز به «فلات مرکزی» متصل می‌شود. همدان ازنظر باستان‌شناسی با یک ویژگی «میان‌فرهنگی» مواجه است؛ به این معنا که در شمال و جنوب همدان، با دو گاهنگاری مختلف در طول پیشرفت تاریخ روبه‌رو هستیم.


محمدی‌فر با تحلیل تاریخ استراتژیک همدان، گفت: این شهر از حدود دو هزار و 700 سال پیش نقش خود را در تاریخ ایران ایفا کرده است.


وی افزود: در دوره هخامنشی نیز همدان اهمیت ویژه‌ای داشته و پایتخت تابستانه بوده است؛ بقایای ستون‌ها و کاخ‌های هخامنشی در این منطقه وجود دارد که با تخریب و جابه‌جایی، معماری‌های جدیدی را پدید آورده‌اند.


محمدی‌فر همچنین به دوره اشکانی اشاره کرد و گفت: در این دوران، همدان دارای معماری بسیار منظم، منسجم و پیش‌طراحی‌شده در تپه هگمتانه بوده است.
وی با تأکید بر اهمیت اقتصادی همدان در دوره ساسانی و بعد آن اشکانی، ابراز کرد: همدان همیشه ضرابخانه داشته است و وجود ضرابخانه به معنای شهریت، اهمیت و اقتصاد است. «مهرداد اول» حدود سال 148 پیش از میلاد، در کمتر از دو سال مرز ایران را تصرف کرد، درحالی که اشکانی‌ها حدود 100 سال طول کشید تا همدان را تصرف کنند؛ این موضوع نشان‌دهنده نقش استراتژیک همدان به‌عنوان یک قرارگاه برای ایجاد نظم است.


وی در ادامه گفت: آخرین جنگ بزرگ ساسانیان در نزدیکی نهاوند رخ داد و در دوره «آل‌بویه»، همدان یک مرکزیت و پایتختی با مقبره‌ها و برج‌های آرامگاهی داشت.
این باستان‌شناس همچنین از اهمیت شهر در دوره سلجوقی و ایلخانی سخن گفت و تأکید کرد: در دوره صفوی، همدان نقشی بسیار خاص داشت؛ به‌طوری که عثمانی‌ها بارها تلاش کردند این شهر را از ایران بگیرند.


وی با اشاره به اهمیت تاریخی همدان در نقاشی‌های معروف، از وجود نقاشی‌ای که «شاه‌سلیمان» را همراه با نقاشی‌ای از همدان نشان می‌دهد، یاد کرد و افزود: حدود سال یک‌هزار و 850 میلادی، زمانی که روس‌ها اقدام به نقشه‌برداری از شهرهای ایران کردند، همدان جزء آن‌ها بود.


محمدی‌فر درباره دوران مدرنیسم در همدان نیز گفت: نخستین شهری که در دوره مدرنیت با طراحی خیابان‌کشی‌های نوین (شروع از سال‌های 1314-1315) مورد بازسازی قرار گرفت، همدان بود.
این باستان‌شناس با اشاره به طراحی شهر به‌صورت شعاعی و ایجاد 6 خیابان اصلی که به میدان ختم می‌شوند، اذعان کرد: اگرچه این اتفاقات ازنظر تاریخ معماری اهمیت دارند، اما باعث از بین رفتن بافت قدیمی و ایجاد گسست در محله‌ها، چمن‌ها و بازار شده است.


وی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی همدان نیز پرداخت و آن را شهری «پذیرا» دانست و عنوان کرد: همدان به‌دلیل ماهیت تجاری و بازرگانی خود، پذیرای ادیان و اقوام مختلفی نظیر ترک‌ها و کردها بوده است.
این باستان‌شناس با مقایسه همدان با شهرهای هم‌جوار مانند کرمانشاه، سنندج و خرم‌آباد، بر تکثر فرهنگی و مذهبی در همدان تأکید کرد و افزود: در این شهر، ادیان مختلف مانند یهودیان و مسیحیان (ازجمله ارمنی‌ها و فرقه‌های کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس) در کنار هم بوده‌اند؛ این وضعیت مشابه هم‌زیستی مساجد اهل سنت و اهل تشیع است.


محمدی‌فر در مورد نقش بازار همدان اظهار کرد: بخش عمده شهر قدیم از بازار تشکیل می‌شد و این بازار فراتر از یک نیاز محلی، یک بازار «فراملی» بوده که با بازارهای بغداد و تبریز ارتباط داشته و به‌عنوان یک بارانداز مهم در غرب ایران شناخته می‌شده است.


این باستان‌شناس از نقش دانشکده هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا در تعامل با شهر و انجام مطالعات علمی در رشته‌هایی نظیر شهرسازی، معماری، باستان‌شناسی، پژوهش، فلسفه هنر، گرافیک، نقاشی و طراحی صنعتی سخن گفت و با ابراز خوشحالی از اینکه در تأسیس این دانشکده نقش داشته است، گفت: هرچند کار بسیار سختی بود، اما از اینکه این دانشکده امروز در جایگاه خوبی قرار دارد، بسیار خوشحالم.
محمدی‌فر در ادامه به تشریح پیشینه و مراحل دشوار تأسیس دانشکده هنر و معماری پرداخت و ابراز کرد: من و همکارانم از مؤسسین اولیه این دانشکده بودیم.


وی با یادآوری شرایط زمانی حضور خود، گفت: در آن دوران دانشگاه شامل دانشکده‌های مهندسی، کشاورزی، علوم و ادبیات و همچنین آموزشکده دامپزشکی بود.


این باستان‌شناس با اشاره به سال شروع فعالیت‌ها، ابراز کرد: باستان‌شناسی از سال 1378 در این مجموعه آغاز شد؛ در آن زمان باستان‌شناسی تنها در مقطع «کاردانی» تعریف شده بود که به‌عنوان یک رشته فنی و تکنسین برای گروه هنر شناخته می‌شد. درحالی که رشته کارشناسی باستان‌شناسی از دیرباز در دانشگاه تهران در کنار تاریخ، جغرافیا و فلسفه وجود داشته است. پس از مدتی، پیشنهاد ایجاد یک گروه مجزا تحت عنوان «هنر» مطرح شد که با وجود عدم ارتباط مستقیم آن با ساختار موجود، مسیر جدایی را آغاز کرد.


محمدی‌فر با یادآوری چالش‌های ساختاری در سال 1381، ادامه داد: با دعوت دکتر غلامی، رئیس وقت دانشگاه، تصمیم به تشکیل دانشکده هنر گرفته شد.


وی با اشاره به کمبود امکانات در آن سال، افزود: در سال 81، تنها سه ماه پس از موافقت با تشکیل دانشکده، ما بخشی از فضای گروه تربیت‌بدنی (در ساختمانی مجاور ساختمان پزشک قانونی دانشکده مهندسی) را در اختیار گرفتیم؛ در آن دوران، دانشکده با بحران‌های شدیدی ازجمله نبود نیرو، بودجه، کارگاه و امکانات روبه‌رو بود.


محمدی‌فر درخصوص روند تغییرات فضا و ساختمان‌ها گفت: طی یک دوره شش تا هفت‌ساله، با انتقال تدریجی دانشکده مهندسی به پردیس اصلی، فضای بیشتری برای دانشکده هنر و معماری فراهم شد و بخشی از این فضا نیز به دامپزشکی اختصاص یافت.


وی با ذکر روند گسترش رشته‌ها، عنوان کرد: ابتدا با کاردانی باستان‌شناسی، کاردانی معماری و کارشناسی ناپیوسته معماری فعالیت‌ها آغاز شد؛ سپس رشته‌های کاردانی نقاشی و گرافیک اضافه شد و در ادامه، رشته باستان‌شناسی به مقاطع لیسانس و فوق‌ لیسانس ارتقا یافت.


این باستان‌شناس همچنین از اضافه شدن رشته‌های فوق‌ لیسانس معماری، شهرسازی، پژوهش هنر، فلسفه هنر و درنهایت گروه طراحی صنعتی یاد کرد و افزود: رشته طراحی صنعتی از آخرین رشته‌هایی بود که مجوز آن را دریافت کردیم.


وی در ادامه با نگاهی به جایگاه فعلی دانشکده، بر اهمیت و قدمت این دانشکده در غرب کشور تأکید و اذعان کرد: به نظر من، در غرب کشور دانشکده‌ای با این قدمت و تنوع رشته‌ای نداریم.


این باستان‌شناس ضمن مقایسه دانشکده با استان‌های مجاور نظیر کرمانشاه، کردستان، زنجان، لرستان و عراق، خاطرنشان کرد: رشته‌های موجود در این دانشکده، ازنظر تخصصی بسیار ارزشمند هستند و در بسیاری از نقاط ایران، حتی در دانشگاه‌های بزرگ تهران یا اصفهان، یافت نمی‌شوند.


محمدی‌فر درنهایت با ابراز خوشحالی از توسعه این مجموعه در همدان، بر اهمیت زیرساخت‌های مورد نیاز برای توسعه رشته‌های هنری، تأکید کرد.


وی به تبیین دیدگاه خود در مورد مفهوم «مسئولیت اجتماعی دانشگاه» نیز پرداخت و تأکید کرد: دانشگاه نباید صرفاً به آموزش محدود شود، بلکه باید در برابر جامعه خود مسئول باشد.


این باستان‌شناس افزود: من همیشه معتقد بوده‌ام که دانشگاه فراتر از یک مرکز آموزش است و در قِبال جامعه مسئولیت دارد.


وی با اشاره به فعالیت‌های خود در همدان و اینکه تلاش کرده است پیوندی میان دانشگاه و نهادهای شهری ایجاد کند، ضمن ذکر نمونه‌هایی از این همکاری‌ها، افزود: در کمیسیون‌ها و کمیته‌های مختلف نظیر شورای اسلامی شهر، میراث فرهنگی، کمیته گردشگری و سرمایه‌گذاری حضور داشته‌ام که هدف از این اقدامات، ایجاد پیوند میان دانش و نیازهای جامعه بوده است.


محمدی‌فر تأکید کرد: این نگاه، در نحوه تربیت دانشجویان نیز جاری است؛ ما همواره در دانشکده این شعار را سر می‌دادیم که دانشجو باید توانمند باشد و نسبت به جامعه خود احساس مسئولیت کند.
وی درباره حضور 28 ساله خود در شهر همدان گفت: اگرچه فرصت‌های شغلی و موقعیت‌های زیادی در خارج از این شهر پیش روی من بود، اما احساس کردم که زندگی در یک شهرستان، علاوه‌بر آرامش بیشتر، امکان خدمت‌رسانی گسترده‌تر به مردم را فراهم می‌کند.


این فعال فرهنگی با انتقاد از نگاهی که دانشگاه را صرفاً مکانی برای تدریس می‌بیند، عنوان کرد: ما نباید از فرصت‌های مهم عبور و نگاهمان را تنها به آموزش محدود کنیم؛ بلکه وظیفه ما تربیت نسل‌هایی است که مسئولیت‌پذیر باشند.


وی درخصوص موفقیت‌های علمی و تربیت شاگردان خود با اشاره به اینکه بسیاری از دانشجویانم در مقاطع گوناگون در دانشگاه‌های مختلف مشغول به کار شده و برخی از آن‌ها به هیئت علمی تبدیل شده‌اند، گفت: آنچه واقعاً اهمیت دارد، تأثیری است که یک استاد بر شاگردانش می‌گذارد.


محمدی‌فر در پایان سخنانش با تأکید بر ضرورت پیوند میان دانشگاه و جامعه، بیان کرد: اگر این پیوند برقرار نشود، حتی اگر تعداد مقالات و کتاب‌ها به هزاران برسد، تغییری در جامعه ایجاد نخواهد شد؛ من مقالات و کتاب‌های زیادی دارم، اما بیشتر از آن، تجربه‌ خود را در قالب سخنرانی‌ها و آموزش به نسل جدید منتقل می‌کنم.

 

آخرین مطالب